تبليغاتX
تأمل‌ات ناگزیر
 

حق " گرفتنی " نیست ؛ حق " به زور گرفتنی " است.

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388ساعت 20:15 توسط میم . الف |

 

در عصر حاضر، خوش‌بینی نسبت به وضعیت بشر ، هم‌زمان نیازمند حداکثر شجاعت و حماقت است.

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388ساعت 20:11 توسط میم . الف |

 

«بدون انگاره خدایی که همچون انسان عذاب می‌کشد...تمام تاریخ ادراک‌ناپذیر باقی می‌ماند».

شلینگ

+ نوشته شده در شنبه هفدهم مرداد 1388ساعت 18:12 توسط میم . الف |

 

... می‌توان به کمک ساحت‌های سه‌گانه لاکانی نشان داد که ساخت قدرت در ایران در تناظر با سه جلوه وجودی روح ایرانی، امت ـ ملت ـ مردم، به منزله امر خیالی و نظم نمادین و امر واقعی، بر پایه کنش و واکنش سه نوع اقتدار سنتی و قانونی و کاریزمایی شکل گرفته است. به همین جهت است که نهادهای واضع قانون و حافظ قانون نیز در ایران ساختی چنین پیچیده دارند. اگر ایران در مرتبه حوزه نمادین ـ دولت مدرن و بوروکراسی ـ از همان اصل تفکیک قوای نظام‌های پارلمانی پیروی می‌کند، در مرتبه وضع قانون‌های اصلی با سه نهاد شورای نگهبان (همبسته سلطه سنتی روحانیان)، مجمع تشخیص مصلحت نظام (همبسته سلطه قانونی و عقلانی و بوروکراسی)، و مجلس خبرگان رهبری (همبسته سلطه کاریزمایی) کار می‌کند.

... آنچه ساخت قدرت را در ایران پیچیده می‌کند این است که عملاً با نوعی بوروکراسی روحانیان، با حضور حقوقدانان در شورای نگهبان، و با نهاد رهبری پس از درگذشت رهبر انقلاب رویاروییم. این پیچیدگی در نهادهای «حافظ قانون» هم نمود می‌یابد: از طرفی نیروی انتظامی یا پلیس را داریم (همبسته بوروکراسی)، از طرفی سپاه پاسداران را (همبسته سلطه سنتی)، و از طرف دیگر، بسیج را (همبسته سلطه کاریزمایی). سیالیت و تناقض ساختاری بسیج ـ نهادی که فقط در گرماگرم انقلاب یا وضع اضطراری چون جنگ معنا می‌یابد ـ چه‌بسا زمینه‌ساز پدیده «لباس شخصی‌ها» شده است که به شهادت همه فرماندهان نیروهای امنیتی ایران در بحران اخیر همه جا حضور داشته‌اند: در حمله به کوی دانشگاه، در تیراندازی به معترضان، در حمله به مردمِ بی‌سلاح و بی‌دفاع. نکته این است که این پدیده زاده همان گرهی است که ساختار پیچیده سلطه را در ایران برقرار داشته. دولت نهم در دور زدن‌های سه‌گانه‌اش (کارشناسان، حزب‌ها، بوروکراسی) زمینه را برای استفاده نیروهای امنیتی از زور (گاز اشک‌آور، باتوم و تیر هوایی) هرچه مهیاتر می‌سازد و این نتیجه بی‌اعتنایی به تبعات اقتدارهای تهی از مشروعیت است.

... آنچه دولت نهم در مقابله با جنبش 25 خرداد در نظر نمی‌گیرد (و چه بسا نمی‌تواند در نظر بگیرد) این است که این جنبش نمودگار هسته واقعی گرهگاه ساختار سلطه در ایران است. از آنجا که مردم فقط به هنگام جنبش «مردم» می‌شوند، با هیچ ضرب و زور و با اتکا و استناد و ارجاع به هیچ قدرت زمینی و ماورایی نمی‌توان آنها را در دو ساحت خیالی و نمادین (امت بدون امام و ملت بدون دولت) ادغام کرد. دولت نهم در امتناع از صدور مجوز برای راهپیمایی‌هایی که به حکم قانون اساسی نیازی به مجوز ندارند، از سویی پایه‌های اقتدار خویش را دم به دم سست‌تر می‌کند و از سوی دیگر حفظ نظم و انسجام خود را هر لحظه به استفاده از زور و تهدید دائمی به استفاده از خشونت وابسته‌تر می‌سازد. استاندار تهران نمی‌داند که شبح مردم را که آزادانه در همه خیابان‌های تهران پرسه می‌زند، با هیچ وسیله‌ای زیرپای هیچ کسی نمی‌توان له کرد. جنبش 25 خرداد گرهگاه ساختار سه‌گانه سلطه در ایران را نشانه رفته است و بازایستاندن آن با هیچ وسیله‌ای اعم از ارعاب و تطمیع و ادغام (امنیتی کردن فضا، وعده‌های بی‌حساب و منتقد خواندن معترضان) ممکن نیست.

صالح نجفی - رخداد : متن کامل مقاله : فضل الهی، کارشناسی ارشد، دورزدن بوروکراسی

+ نوشته شده در یکشنبه یازدهم مرداد 1388ساعت 20:35 توسط میم . الف |

 

در صورت پیروزی دشمن، حتی مردگان نیز ایمن نخواهند بود.

والتر بنیامین

یادداشت امید مهرگان با عنوان : به سوی سیاست تاریخ

+ نوشته شده در یکشنبه یازدهم مرداد 1388ساعت 20:6 توسط میم . الف |

 

Es ist besser neue fehler zu machen als die alten bis zur allgemeinen Bewuβtlosigkeitzu konstituieren.

It is better to make new mistakes than to perpetuate the old ones to the point of unconsciousness.

YAAK.KARSUNKE

+ نوشته شده در شنبه دهم مرداد 1388ساعت 18:14 توسط میم . الف |

 

نوشته : نادر فتوره‌چی : افسردگی و انسانیت

فهرست بلند بالایی از نکبتی که کلیت "زیستن"را فرا گرفته می توان نوشت. هرچند که حجم رنج آدمیان را هرگز نتوان شمرد و عدد گذاری کرد.رنج عریان است.
همه کس در همه جا و در هر ساعتی از شبانه روز ،سویه ای آشکار یا روکش شده از رنج را با خود حمل می کند و از قضا همینجاست که ماجرای رنج با پنهان کردن معنا می شود. و درست در همین مقطع ست که موقعیت افسرده گی واجد رگه هایی به غایت "انسانی" /اخلاقی" می شود.
مگر می توان در حجم بی انتهای نکبت سرخوش بود؟
چرا باید چنین "وانمود" کرد؟
رنج در بدن ها و روان های مردمانی که دیدنی اند و قابل اشارت با دست،به آشکاری مطلق رسیده است. رادیوی صبح با صدای وقیح زنی بی شک" بدبخت و گرفتار" هورا کشان از " لبخندزدن"سخن می گوید.و چه طاقتی بیمارگونه دارند، آنان که هر صبح این عبارت مضحک را تنیده در بوق و کرنای نوایی مشمئز کننده که به رقابت با صدای زن گوینده برخاسته، می شنوند: بخندید تا دنیا به شما بخندد.
همان دم که در مسیر عبور، رانندگان؛ مسافران را از هم می ربایند و یا چاقویی بران که در هوای صبح گاه در نزاع دو کس پیداست.
رادیو هنوز در حال ادای بی خاصیت ترین دروغ های تکراری هر روزه است:امروز هوای تهران آفتابی است و ما برای شما روزی "سرشار از خوشی و بهروزی" و موفقیت آرزو می کنیم.
زن گوينده ، خبر می دهد که "هم اکنون" "ارتباط اش با "همکار"ش در میدان فلان برقرار شده و مسافران را که در انتهای بزرگراهی بی منفذ گرفتار شده اند ، به شنیدن دعوت می کند.گزارشگر مضحک تر از گوینده حرف می زند؛لحن را تمرین کرده؛واژه ها از قبل آماده اند:سلام،سلامی به خنکای یک روز زیبای پاییزی دیگر.
و عبور پنج مترگرفتاران در طویل ترین صف تاریخ.جنازه ای را با لنگ پوشانده اند.موتور سواری له شده.صدای گزارشگر هنوز در پس زمینه شنیده می شود.جنازه اما هنوز داغ است. پیکی بوده است که مثلا دو حلقه لاستیک را از بازار به تعمیر گاه می برده است
گزارشگر راديو در اين خر محشر، عابری گرفتار را متوقف می کند و سخت ترین سئوالات رایج در سه هزارسال تاریخ متافیزیک را از او می پرسد
به نظر شما-احتمالا نظر یک کارگر جوشکاری در شهر ری-درباره صداقت چیست؟و ...
این برشی یک ساعته از "زیستن" در اینجا و اکنون ماست.با کلی پنهان کاری و فراموشی و لکنت قلم نویسنده.اما همین مقدار هم برای اثبات "نکبت زیستن" کافی ست.
نیازی نیست که به گرسنگان دارفور و زنانی که حق طلاق می خواهند و کودکانی که بر روی پوست شان اثر سوختگی با سیگار دیده می شود و جوانانی که در اورژانس بیمارستان لقمان در حال شستو و شوی معده اند و کشتگان نقطه مرزی آبخازیا و اخراج دبیر سرویس سیاسی فلان روزنامه و بلافاصله نشستن دوستش بر جای او و ختنه دختران عرب خوزستان و کپر نشینان نیواورلئان و حوالی پاریس و اعدام دسته جمعی مخالفان سیاسی در آرژانتین و پیاده سازی دستور العمل "راه حل نهایی مسئله يهود" در آشویتس و داخاو و هزاران هزار تجلی عریان ديگر از رنج ارجاع داد.
از همین رو ست که انتخاب یا حدوث نا خواسته افسردگی" شریف ترین" انتخاب ممکن است. در فضايي كه درك نكبت و افول كيفيت حيات نياز به استدلال و فاكت و فيگور و آمار و ارقام ندارد، شیدایی بیمار گونه و وانمود کردن به آنچه که نیست و ادعای "خوب بودن حال" و تظاهر به آرامش داشتن و...هم مضحک است و هم بی شرفی محض.اگر کسی در این "نکبت" احساس رضایت درونی دارد،بی شک بیمار است.بی شک سویه های درونماندگاري از شقاوت و بی رحمی و جنایت در نا خودآگاه او ریشه دارد.
تظاهر به سرخوشی و شادی و بی ملالی در مواجهه با رنج و نکبت خود و "دیگری"، در خوش بینانه ترین روایت ، جز لوده بازي در آوردن و دلقک بودن ،چیز ديگری نیست.
شاید همان قول بنیامین موخره مناسبی باشد:افسردگی ، امتداد تفکر است.
و اگر کسی در اطراف شما افسرده نیست،فاقد قدرت تفکر است.و کسی که فاقد تفکر است،اساسا انسان نیست.حتی اگر شمایل و اندامش هنوز شبیه گونه ای از جانور باشد که "انسان"نامیده می شود.

+ نوشته شده در چهارشنبه هفتم مرداد 1388ساعت 10:58 توسط میم . الف |

 

آناتول فرانس

کامل ترین انقلاب، انقلابی است که در آن آخرین پادشاه با روده های آخرین کشیش به دار آویخته شود.

آناتول فرانس

+ نوشته شده در یکشنبه چهارم مرداد 1388ساعت 10:17 توسط میم . الف |

 

 

" درباره‌ی الی ... " ، درباره‌ی الی ... نیست.

برای آلفرد تارسکی و دانالد دیویدسون- با احترام

+ نوشته شده در پنجشنبه یکم مرداد 1388ساعت 16:20 توسط میم . الف |